یک تغییر آرام اما عمیق در بازارهای عمومی در حال وقوع است: شرکتهایی مانند SharpLink (NASDAQ:SBET)، MicroStrategy (NASDAQ:MSTR) و لیست رو به رشدی از دیگران، دیگر تنها کسبوکارهای عملیاتی نیستند؛ آنها در حال تبدیل شدن به خزانهداریهای شرکتی کاملاً مبتنی بر بلاکچین هستند. این شرکتها تقریباً هیچ رقیب مستقیمی ندارند. هدف واقعی آنها رقابت با یکدیگر نیست، بلکه جمعآوری ذخایر عظیم اتریوم، قفل کردن آنها در پروتکلهای استیکینگ و ریاستیکینگ، کسب سود غیرفعال با بازده بالا و همزمان پایهریزی برای یک پشته مالی شرکتی کاملاً جدید است. این رویکرد جدید در مدیریت داراییهای رمزنگاری شده، آینده مالی شرکتها را دگرگون میکند.
بیتکوین همچنان به استخراج انرژیبر گره خورده است. اما اتریوم، سولانا، TON و تقریباً هر لایه اول (Layer-1) اصلی دیگر به اثبات سهام (Proof-of-Stake) مهاجرت کردهاند، جایی که دارندگان توکن با قفل کردن داراییهای خود، امنیت شبکه را تأمین میکنند و پاداش به دست میآورند. استیکینگ استاندارد معمولاً سالانه حدود 3 تا 5 درصد بازدهی دارد. پروتکلهای ریاستیکینگ مانند EigenLayer، اتریومهای قفل شده را برای تأمین امنیت شبکههای اضافی بازیافت میکنند و بازدهی مؤثر را به محدوده 8 تا 15 درصد و حتی بیشتر میرسانند، در حالی که داراییهای دیجیتال را از طریق مشتقات مالی (derivatives) نقد نگه میدارند. این تحولات، نقشی کلیدی در اقتصاد توکن ایفا میکنند.
SharpLink و همتایانش در حال ساخت خزانهداریهایی هستند که تماماً روی بلاکچین فعالیت میکنند. آنها دلار آمریکا را از طریق عرضه سهام یا بدهیهای قابل تبدیل با هزینه کم جمعآوری میکنند، بلافاصله آن دلارها را به اتریوم تبدیل کرده و توکنها را در لایههای استیکینگ و ریاستیکینگ قفل میکنند. در 28 اکتبر، SharpLink اعلام کرد که 200 میلیون دلار دیگر را در پروتکلهای ریاستیکینگ به کار خواهد گرفت. امروزه، محرک اصلی درآمد و سود این شرکت دیگر عملیات سنیمی آن نیست؛ بلکه پاداشهای استیکینگ و ریاستیکینگ بر روی داراییهای اتریوم آن است. در آخرین سه ماهه مالی خود، SharpLink بیش از 100 میلیون دلار درآمد خالص را تقریباً به طور انحصاری از این فعالیتها گزارش کرد. برای آموزش و تحلیل گزارشهای مشابه، میتوانید به منابع معتبر مراجعه کنید.
این مدل خزانهداری دیجیتال به سرعت در حال گسترش است زیرا سرمایه را میتوان با هزینه 3 تا 4 درصد جذب کرد و در استراتژیهایی به کار گرفت که بازدهی به مراتب بیشتری دارند و تقریباً هیچ عدم تطابق مدت (duration mismatch) وجود ندارد. هر خزانهداری کریپتو شرکتی جدیدی که اتریوم خود را استیک میکند، عرضه در گردش را کاهش میدهد و نوسانات واقعی را به تدریج مهار میکند. انتظار میرود تا سالهای 2026-2027، غولهای مالی سنتی مانند JPMorgan و BlackRock، توکنهای استیکینگ نقد (stETH و معادلهای آن) را به عنوان وثیقههای با ارزش بالا در کنار بیتکوین و اتریوم بپذیرند. زمانی که این اتفاق بیفتد، شرکتهای عمومی میتوانند بازدهی دو رقمی تعدیل شده با ریسک را در ترازنامههای خود کسب کنند، بدون اینکه دسترسی به داراییهای اصلی را از دست بدهند. این تحولات در اکوسیستم مالی غیرمتمرکز (DeFi) نیز نقش مهمی ایفا میکنند. برای بررسی سر خط خبر ها مرتبط با این تحولات، میتوانید به وبسایتهای خبری معتبر مراجعه کنید.
این شرکتها با یکدیگر رقابت نمیکنند؛ آنها به طور جمعی در حال ساخت زیرساختهای سیستم مالی فردای جهان هستند، یک توکن استیک شده در هر زمان. در 5 تا 10 سال آینده، و شاید حتی زودتر، نگهداری اتریوم استیک شده در ترازنامه یک شرکت عمومی به همان اندازه طبیعی خواهد بود که امروزه نگهداری پول نقد یا اوراق قرضه کوتاهمدت دولتی طبیعی است. SharpLink و معدود پیشگامان جسور، فقط روی قیمت گمانهزنی نمیکنند. آنها خود را به عنوان زیرساخت بنیادی عصر مالی بعدی قرار میدهند، زمانی که ترازنامههای شرکتی به طور گسترده به بلاکچین مهاجرت خواهند کرد. منبع خبر و اطلاعات بیشتر درباره این تحولات مالی همیشه در دسترس است.
سلب مسئولیت: سرمایهگذاری در ارزهای دیجیتال در بسیاری از حوزههای قضایی همچنان بسیار پرنوسان و بدون نظارت است. همیشه تحقیقات خود را انجام دهید و فقط به اندازهای سرمایهگذاری کنید که توان از دست دادن آن را دارید.
خزانهداری کریپتو شرکتی رویکردی نوین است که در آن شرکتها به جای نگهداری داراییهای سنتی مانند پول نقد یا اوراق قرضه، ذخایر قابل توجهی از ارزهای دیجیتال مانند اتریوم را در ترازنامه خود نگهداری میکنند. این داراییها سپس در پروتکلهای بلاکچین مانند استیکینگ و ریاستیکینگ به کار گرفته میشوند تا سود غیرفعال با بازدهی بالا کسب کنند. این مدل با هدف رقابت با یکدیگر نیست، بلکه با هدف جمعآوری ذخایر اتریوم و پایهریزی یک پشته مالی کاملاً جدید بر روی بلاکچین است که از خزانهداریهای سنتی که عمدتاً بر مدیریت نقدینگی و سرمایهگذاریهای کمریسک متمرکز هستند، متمایز میشود.
شرکتهایی مانند SharpLink ابتدا سرمایه را از طریق عرضه سهام یا بدهیهای قابل تبدیل با هزینه کم جذب میکنند. سپس این دلارها را بلافاصله به اتریوم تبدیل کرده و توکنها را در پروتکلهای اثبات سهام (استیکینگ) و ریاستیکینگ قفل میکنند. استیکینگ استاندارد معمولاً بازدهی سالانه ۳ تا ۵ درصد دارد، در حالی که پروتکلهای ریاستیکینگ مانند EigenLayer با بازیافت اتریومهای قفل شده برای تأمین امنیت شبکههای اضافی، بازدهی مؤثر را به ۸ تا ۱۵ درصد و حتی بیشتر میرسانند. درآمد اصلی این شرکتها از پاداشهای حاصل از این فعالیتهاست، نه عملیات سنتی کسبوکارشان.
گسترش سریع این مدل ناشی از چندین عامل کلیدی است. اولاً، امکان جذب سرمایه با هزینه نسبتاً پایین (حدود ۳ تا ۴ درصد) و به کارگیری آن در استراتژیهایی که بازدهی دو رقمی (۸ تا ۱۵ درصد یا بیشتر) دارند، جذابیت بالایی ایجاد میکند. ثانیاً، این مدل تقریباً هیچ عدم تطابق مدت (duration mismatch) ندارد، به این معنی که شرکتها میتوانند بازدهی بالا کسب کنند بدون اینکه دسترسی به داراییهای اصلی خود را از دست بدهند. علاوه بر این، هر خزانهداری کریپتو شرکتی با استیک کردن اتریوم، عرضه در گردش را کاهش داده و به مهار نوسانات کمک میکند. انتظار میرود در آینده، غولهای مالی سنتی نیز توکنهای استیکینگ نقد را به عنوان وثیقه با ارزش بالا بپذیرند که این امر به مشروعیت و گسترش بیشتر این مدل کمک خواهد کرد.
در ۵ تا ۱۰ سال آینده، پیشبینی میشود که نگهداری اتریوم استیک شده در ترازنامه یک شرکت عمومی به همان اندازه طبیعی خواهد بود که امروزه نگهداری پول نقد یا اوراق قرضه دولتی طبیعی است. این شرکتها نه تنها روی قیمت ارزهای دیجیتال گمانهزنی نمیکنند، بلکه به طور جمعی در حال ساخت زیرساختهای سیستم مالی آینده هستند. آنها ترازنامههای شرکتی را به سمت بلاکچین سوق میدهند و زیرساخت بنیادی عصر مالی بعدی را پایهریزی میکنند. این تحول نشاندهنده مهاجرت گستردهتر داراییهای شرکتی به بلاکچین و ادغام عمیقتر فناوریهای مالی غیرمتمرکز (DeFi) در اقتصاد سنتی است.